مرتضى مطهرى
70
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بالارادهء ناطق » . اين است آنچه عين عينيت خارجى است . عينيت خارجى يعنى همين . پس اين كلمهء هستى است كه از « اين » انتزاع شده است « 1 » . اصالت وجود ( فرض چهارم ) ولى اصالت وجودى چه مىگويد ؟ اصالت وجودى مىگويد اين ماهيات متعدد كه مىگوييد ، از قبيل انسانيت - كه مىگوييد اين انسان است - كيفيت ، جوهر ، كميت ، هر چه را كه شما مىبينيد ، اينها انتزاعات ذهن است ؛ آنچه كه عينيت خارجى و ملأ خارجى را تشكيل مىدهد نفس هستى است ، و ذهن است كه از « هستى » ماهيات را انتزاع مىكند « 2 » . گفتيم كه ريشهء اين نظريه در كلمات عرفا بوده است ، چنان كه شبسترى مىگويد : « من و تو عارض ذات وجوديم » يعنى وجود اصل است ، من و تو عوارض او هستيم ، كه اين « من » در اينجا ماهيت است . ولى عرفا پايبند فلسفه نيستند كه بخواهند حرفهايشان را با برهان فلسفى به كرسى بنشانند ( عارف مىگويد اين حرفى است كه من با شهود درك كردهام ، حالا مىخواهد با عقل جور در بيايد و مىخواهد جور در نيايد ، گور پدر عقل ! عقل برود خودش را درست كند ) .
--> ( 1 ) . - آن وقت اصالت ماهيتىها دربارهء تشخصات چه مىگويند ؟ استاد : نكته خوبى است . اتفاقا مسألهء تشخصات يكى از آن مسائلى است كه بنا بر اصالت ماهيت اشكال پيدا مىكند و جواب ندارد . فارابى يك حرفى زده است كه شايد آن كسانى كه مىگويند فارابى اصالت وجودى است به اعتبار همين حرف او گفتهاند . او قائل شده است كه ملاك تشخص وجود است . اين برقى است كه در كلمات فارابى زده است كه در باب تشخص يك نظرى گفته است كه جز با فكر اصالت وجود با فكر ديگرى جور در نمىآيد . به همين جهت است كه گفتهاند فارابى اصالت وجودى است . ولى همين بوعلى كه بيش از فارابى اشاره به اصالت وجود دارد در باب تشخص نگفته است كه ملاك تشخص وجود است . يك علتش اين است كه اين مسأله براى آنها به اين شكل مطرح نبوده است . ( 2 ) . - تصور اين مطلب مشكل است . تصور انتزاع وجود از ماهيات آسانتر است ولى تصور انتزاع ماهيات از وجود مشكل است . استاد : مسلّم است كه اين مشكلتر است و به همين دليل است كه اين فكر ديرتر پيدا شده است . اگر آسانتر بود كه اول اين فكر پيدا شده بود .